بیتوته بیتوته کوتاهی‌ست جهان در فاصله‌ی گناه و دوزخ... خورشید همچون دشنامی برمی‌آید و روز شرمساری جبران ناپذیری‌ست ...آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو

بیتوته
بیتوته
شعر و ادب
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو

اخبار فرهنگی هنری

شرق

همشهری

آفتاب یزد

ایران

خبرگزاری مهر

ایسنا

ایرنا

خبرگزاری فارس

بی.بی.سی.پرشین

بازتاب

روز آن لاین



موضوع بندی
دوشنبه 14 آذر ماه سال 1384
شعر (شهیر کنعانی)

با چشمهای تشنه به باران رسیده ام

با بغض های خسته به طوفان رسیده ام

ذهنم پر از حکایت پس کوچه های توست

اما به انتهای خیابان رسیده ام

وقتی که نیستی نفسم را گرفته اند

این غصه های تازه به دوران رسیده ام

بعد از غم تو و غم بابا و آب و خاک

ای خاک بر سرم به غم نان رسیده ام

آری بخند بر لب من چون تو آگهی

نوزاده ام که تازه به پستان رسیده ام

تو در هوای باز رسیدی اگر ،بدان

من در هوای بسته زندان رسیده ام

یک عمر عاشقانه برایت غزل شدم

اینک ببین چگونه به هذیان رسیده ام

ای ابتدای خیس غزلهای عاشقی

آغاز کن مرا که به پایان رسیده ام

                                         شهیر کنعانی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 100340


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
علاقه مند به شعر و ادبیات...
ایمیل:
sahra_delta@yahoo.com

شناسنامه کامل من...

add home page