دستهای باد پشت پرده است 
صحنه بیداد پشت پرده است
هر کجا خانه خرابی یافتی
یک نفر آباد پشت پرده است
روز خاموشی به پایان می رسد
مسلخ فریاد پشت پرده است
بی گنه ، بر دار ، بی پروا بگو
مجرم آزاد پشت پرده است
پیش چشمان تو مرده زنده باد
زنده مرده باد ، پشت پرده است
قصه شیرین اگر تعریف شد
خسرو و فرهاد پشت پرده است
هر که روی عشق چادر می زند
لخت مادر زاد پشت پرده است
دستهایت را به من بسپار که
دستهای باد پشت پرده است
(شهیر کنعانی 12/11/81) |