بیتوته بیتوته کوتاهی‌ست جهان در فاصله‌ی گناه و دوزخ... خورشید همچون دشنامی برمی‌آید و روز شرمساری جبران ناپذیری‌ست ...آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو

بیتوته
بیتوته
شعر و ادب
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو

اخبار فرهنگی هنری

شرق

همشهری

آفتاب یزد

ایران

خبرگزاری مهر

ایسنا

ایرنا

خبرگزاری فارس

بی.بی.سی.پرشین

بازتاب

روز آن لاین



موضوع بندی
شنبه 15 مهر ماه سال 1385
داستانک (علی جهانیان)

 

- « آدامس؟... صد تومن ... آدامس؟... »

: « نه!... »

- «‌ خواهش میکنم ... همین یکی مونده ... خیابان گرد

بسته ی آدامس را روی زمین می گذارد و دستهایش را جلوی دهانش گرم میکند ...

در پارک تصویر بزرگ صفحه ی نمایش جذبم می کند.

صدای تیر، توپ، موشک ... و انفجار

و تصویر بسته ای از بچه ای زخمی در روی تخت بیمارستان ...

جمعیت دور و برم نفرین می کنند و اسکناسهایشان را با لبخندی در صندوق شیشه ای می اندازند.

بر می گردم ...

دخترک آدامسها را در دستش جا به جا می کند، در حالی که مارک BOSS از بلوز دختری که در تصویر دیده بود در چشمانش جا مانده بود.

 

(علی جهانیان)

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 100313


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
علاقه مند به شعر و ادبیات...
ایمیل:
sahra_delta@yahoo.com

شناسنامه کامل من...

add home page