بیتوته بیتوته کوتاهی‌ست جهان در فاصله‌ی گناه و دوزخ... خورشید همچون دشنامی برمی‌آید و روز شرمساری جبران ناپذیری‌ست ...آه پیش از آنکه در اشک غرقه شوم چیزی بگو

بیتوته
بیتوته
شعر و ادب
اسفند 1386
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29    
آرشیو

اخبار فرهنگی هنری

شرق

همشهری

آفتاب یزد

ایران

خبرگزاری مهر

ایسنا

ایرنا

خبرگزاری فارس

بی.بی.سی.پرشین

بازتاب

روز آن لاین



موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 23 دی ماه سال 1385
شعر (سید علی صالحی)

یک لحظه انگار کسی می‌گوید


پس کی می‌آیی


به رویایِ بی‌جُفتِ این خانه قناعت کنیم؟!

سیدعلی صالحی
شاگردِ گلفروشیِ آن سوی پُل


دارد رو به پنجره‌ای بسته و بی‌پرده نگاه می‌کند


رفتگرِ خوش‌لهجه‌ی همین کوچه فهمیده است


گلدان‌های سفالِ کنارِ مهتابی


آب می‌خواهند.


نیلوفرِ غمگینِ کنار پنجره می‌گوید


پس کی می‌آیی؟


شاگردِ گلفروشی آن سوی پل هم ...


پس کاش کسی می‌آمد


لااقل خبری می‌آورد.

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 100320


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
علاقه مند به شعر و ادبیات...
ایمیل:
sahra_delta@yahoo.com

شناسنامه کامل من...

add home page